یکتا پرست| زندگی نامه امامان | مطالب مذهبی | زندگی نامه چهارده معصوم
 
قالب وبلاگ

 آن زمان که پیامبر اسلام (صلی الله عليه وسلم) در صحرای خشک و بی آب وعلف حجاز، مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد وسه اصول اصلی اسلام را به یارانش تعلیم می داد هنگامی که از معاد وایمان به تحقق آن بحث می کرد همیشه این سوال مطرح بوده است که قیامت کی می آید و رسول خدا (صلی الله عليه وسلم) جوابی که به این سوال می داد شاید انتظار آن هرگزنمی رفت.
آن هنگام مردی به خدمتش رسید و پرسید «مَتَی السّاعَة» یعنی قیامت کی می آید ؟ و پیامبر در کمال آرامش تنها با مطرح کردن سوالی به جواب سوال پرداخت وفرمود : 
«فَمَا أًًًَعدَدتَ لَها » برای آن روز چه چیزی را آماده کرده اید و در واقع این سخن یعنی چه چیزی را پیش از خود برای آن روز فرستاده اید؟ 
آیا آمادگی رو بروشدن با آن وضعیت را دارید؟ آن مرد گفت: 
« أَعدَدتَ لَها حبَّ الله ِ وَ رَسُولِهِ » یعنی توشه ای که آماده کرده ام محبت خدا و محبت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است آن بزرگوار فرمودند: «اَنتَ مَعَ مَن اَحبَبتَ» شما در روز قیامت به همراه محبوب خودت و آنکه دوستش داری خواهی بود. اما نزدیکی قیامت حرفی است که از سال ها پیش و شاید به درازای تاریخ اسلام بر زبانها جاری می شود پس باید گفت بعد از 1400سال الان قیامت نزدیکتر است جواب چنین سوالی درنهایت آیات قرآن کریم است که خداوند می فرماید: 
«وَ ما خَلَقَنا السّمواتِ والَارضَ وَ ما بَینَُهما لَاعِبیِنَ» (دخان/39) 
نیک بدانید که ما آسمان ها وزمین را عبث وبیهوده نیافریده ایم «ما خَلَقنا هُما الّا بِالحَق ولکنّ اکثَرهُم لا یَعلَمُونَ» 
(دخان/39) ما برای مقصود وهدفی آسمان وزمین را آفریده ایم واین هدف باید برآورده شود اما بیشتر آنان نمی دانند.( مومنون/115) آیا فکر می کنید ما شما را بیهوده وعبث آفریده ایم وشما به سوی ما بازگشت داده نمی شوید. (جاثیه/26) بگو: خداشما را زنده می گرداند . سپس شما را می میراند. سپس همه ی شما را گرد هم می آورد در روز قیامت که هیچ شک وشهبه ای درآن نیست. اما بیشتر مردم نمی دانند. خداوند متعال درسوره روم آیه  55) . 
می فرماید وقتی قیامت می آید، گناهکاران و مجرمان سوگند می خورندکه به مدتی کم،دردنیا ساکن نبوده اند، یعنی عمر طولانی دنیا حتی اگر عمر نوح هم بوده باشد زود سپری گشته وتمام شده است.در دنیا هم این گونه به سوی دروغ برگردانده می شوند . کسانی که اهل ایمان بودند به آنها می گویند: شما تا آن زمان که خدای متعال مقدر کرده بود، در دنیا باقی ماندید . وحالا روز زنده شدن است . 
ولی شما خودتان نمی دانید. 

*واما اولین مرحله از قیامت چگونه شروع میشود؟ 
 

نفخ صورشروع مرحله ی اول قیامت است برای قیا مت سه نفخه وبطور کلی پنج نفخه وجود دارد. در قانون از سه نفخه آن سخن رانده شده است. نفخه ی اول همان شیپور خوابیدن است که با نواختنش همه می میرند و زمین از همه ی موجودات عاری می شود برای اهل ایمان ترس و هراسی نیست مومنان پیش از هول و هراس براحتی جان می دهند همان طوری که قرآن می فرماید : « وَنُفِخَ فِی الصُّوِرِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَوَات ِوَ مَن فِی الاَرضِ »(زمر 68) هنگامی که در شیپور دمیده می شود ، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش می شوند ومی میرند « اِلاَّماشاءَ اللهُ» مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» این نفخه دوم است.نفخه ی «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار می شوند. « فَإِذاهم قِیام ینظُرونَ »(زمر 68) همه آماده می شوند و به انتظار محاسبه می ایستند ، همانطور که در سوره ی یس آیه51آمده است: 
«نُفِخَ فِی الصَّوِرفَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ» 
نفخه ی دوم که زده می شود . مردم همگی ناگهان از قبر هایشان بیرون آمده وزنده می شوند. 
«یَومَ یَدعُ الدَّاعِ إلَی شَیءٍنُّکرُ ** خُشَّعاًأبصَارُهُم یَخرُجُونَ مِنَ 
اُلاَجدَاثِ کَأَنَّهُم جَرَادُ مُّنتَشِرُ ** مُّطِعِینَ إِلَی اُلدَّاعِ یَقُولُ الکَافِرُونَ هذَا یَومُ عَسِیرُ»(قمر8-6) روزی که داعی [ حق ] آنها را به سوی امری دهشتناک دعوت می کند ، برای چیزی که آنرا نشناخته اند وانتظار چنین واقعه ای رانداشته اند ، ذلت ازسیما و وجودشان می بارد. از قبرهایشان بیرون می آیند ومثل ملخهای پراکنده باعجله به این طرف و آن طرف می روند و به دنبال صدا می گردند وآن روز کافران می گویند روز بسیار سختی است . واینکه آیا زنده شدن روحی است یا جسمی؟ واقعیت این است که از روی متون متعدد قرآن وسنت روشن می شود که هم جسمی است وهم روحی. 
چنانچه خداوند متعال درآیات متعددی به واقع این امر اشاره کرده است. 
«أَیَحسَبُ اُلإِنسَانُ أَن لن نَجمَعَ عِظَامَهُ»(قیامت/3) آیا انسان گمان می کند که ما استخوانهایش راجمع نمی کنیم . 
« بَلی قادِرِینَ عَلَی أَن نُسَوّیَ بَنَانَهُ » ما قدرت آن را داریم که حتی سر انگشتان را همچون دنیا که هیچ دو نفری پیدا نمی شوند که سر انگشتانشان مثل هم باشند معنایش این است که زنده شدن هم جسمی است وهم روحی. 
امام بخاری و مسلم هم از ابو هریره روایت کرده اند که پیامبرخدا فرمود: « یَعرِقُ النُاسُ یَومَ القیامَـةِ » مردم در روز قیامت به اندازه ای عرق می کنند « حَتَّّی یذهَبُ عرُقُهم فی الأَرضِ سَبعِینَ ذِرَاعاً » که عرقشان به اندازه ی هفتاد ذرع در زمین فرو می رود « وَیجمُعهُم حَتی یَبلُغَ آذَانَهُم» وعرق آنها را طوری در بر می گیرد تا به گوشهایشان می رسد. پیامبر خدا می فرماید : لخت و پا برهنه مانند روزی که متولد شده اید ، محشور می شوید . عاشیه رضی الله عنها می فر ماید: مردان و زنان لخت همدیگر را تما شامی کنند؟ 
فر مودند : وضعیت آنقدر شدید وناخوشایند است که فرصت پیدا نمی کنند که یکدیگررا نگاه کنند یعنی هول و هراس خیلی زیاد است . آیا لباسی در آن روز وجود دارد؟ بله اما نه برای همه کس بلکه تنها برای کسانی که در دنیا به دین خدا خدمت کرده اند. خداوند متعال آنها را در روز قیامت رسوا نمی کند وقتی انسانها در روز قیامت صف می کشند به دستور خدا فر شتگان به استقبال مؤمنان می روند . خداوند در سوره قیامت یادآور شده است که در آخرت انسان ها به دو گروه تقسیم می شوند گروهی نیکبخت و سعادتمند و دیگری بدبخت و شقاوتمند. سیمای نیکبختان از نور می درخشد و پروردگار عزوجلّ را نگاه می کنند و چهره شقاوتمندان بسی تیره می باشد و هاله ای از ذلت و خواری بر آن می نشیند و در این سوره در باره وضع و حال در حالت احتضار را بحث وبیان می کند که چنان حا لتی از هول وسختی انسان را فرا می گیرد و در آن هنگام انسان با سختی و مضیقتی دست به گریبان است که به حساب نمی آید و تصورش نمی رود و همچنین در خاتمه سوره حشر، معاد را با دلایل و برها نهای عقلی ثابت می کند. 
« لَا أُقسِمُ بِِیَومِ القِیاَ مَةِ » به روز قیامت وروز حساب وجزا قسم می خورم « وَلاأََقسِمُ بِالنَّفسِ اُ لَّلَوّامَةِ » و به نفس و نهاد مومن وبا تقوا که صاحب خود را در مورد ترک طاعات و انجام اعمال تباه کننده ملامت و سرزنش می کند. 
« لتبعثن ولتحاسبن» و «أیَحسَبُ اُلإنَسانُ ألَّن نَجمَعَ عَظِاَمَهُ» ازبس که روز قیامت مهم وهول انگیز است که خداوند بدان سوگند یاد کرده است و به نقس نهادی قسم خورده که صاحب خود را بخاطر تقصیراتی که دارد سرزنش وملامت کرده وبا وجود طاعت وعبادتی که اندوخته کرده است طلب بخشودگی وقبول توبه می کند . حسن بصری گفته است؟نفس لوامه همان نفس ونهاد انسان مؤمن است. چون مؤمن خود را ملامت می کند و می گوید.از گفتارم چه هدفی داشتم؟ و از عملم چه قصدی داشتم؟ اما کافر خود را سرزنش نمی کند و راهش را می گیرد ومی رود وخود را محاسبه ومواخذه نمی کند. آیا انسان کافر و تکذیب کننده ی حشر و نشرگمان می کند که در روز قیامت نمی توانیم استخوانهایش را بعد از پوسیدن و متلاشی شدن جمع کنیم «بلی قاَدِرِیَن عَلَی أَن نُسَوَّی بَتَانَهُ» آن را جمع آوری می کنیم و ما قادریم قسمت ها و بندهای انگشتان او را اعاده کنیم و به یکدیگر متصل نماییم که کوچکترین اعضای او می باشد و از لحاظ بهسازی دقیق ترین ولطیف ترین اندام هستند تا چه رسد به استخوان های درشت وبزرگ. از این روبنان یعنی سرانگشتان ، که دارای شکل وضعی شگفت انگیزند و ساختار دقیق دارند . « فَا ذَِابَرِقَ البَصَرُ» وقتی چشم خیره شد واز شدت اهوال و مخاطره آشفته گشت « وَخَسَفَ القَمَرُ» وروشنایی ماه تاریک شد « وَجَمِعَ الشّمسُ وَالقمرَُ» وماه وآفتاب باهم جمع شدند وبرای عذاب کفار در آتش انداخته شدند. عطاء گفته است: در روز قیامت ماه و خورشید با هم جمع می شوند وآنگاه به دریا انداخته می شوند تا تبدیل به آتش بزرگ خدا شوند 
« یَقولُِِ الإِنسَانُ یَو مَئِذٍ أَینَ المَفّرُ» در آن روز انسان نابکار وکافر می گوید به کجا می توان گریخت ؟و به کجا باید فرار کرد ؟ و از این حادثه جانکاه و مصیبت بزرگ چگونه باید گذشت ؟ این را از نومیدی بر زبان می آورند چون می دانند که در آن هنگام راه فراری نیست . مقصود از 
این آیات هول و هراس آخرت است دیده ها در روز قیامت خیره می شوند و از شدت هول و هراس متحّیر می گر دند و از مشاهده ی عظمت امور، خیره می مانند و انسان عقلش را از دست می دهدهوش از سرش می پرد وبه جستجوی مجا ومفری می افتد اما هیهات قیامت فرا رسیده وحیات به سر آمده است. 
« ینبّؤالانسان یومئذ بما قدم وأخر» درآن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم وناچیزاعمالش با خبر می شودکه در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است . از نیک و بد وحسن وقبح عملکردخود با خبرمی شود. 
«بل الانسان علی نفسه بصیرَة» بلکه انسان بر خود گواه است و به زشتی و عمل و ناپسندی کار خود شهادت می دهدو به شاهدی دیگر نیاز ندارد. 
«وجوه یومئذ ناضرة» بعد از این خداوند یادآور می شودکه انسان ها دنیا و لذایذ نا پایدارآن را بر آخرت وثروت های پایدارش ترجیح می دهند انسان ها را در روز قیامت به دو گروه نابکار و نیکان تقسیم می نماید. 
«تعرف فی وجوهم نضرة النعیم»« الی ربها ناظرة» به شکوه و جمال و عظمت خدایشان می نگرندو در جمال حق واله وشیدا می شوند بزرگترین نعمت برای بهشتیان دیدن خدای متعال و نظر کردن بدون حجاب به ذات مبارکش می باشد. 
(همانطور که گفتیم انسان در روز قیامت به دو دسته تقسیم می شوند) کسی که نامه ی اعمال یا پرونده اش به دست راستش داده می شود با شادی تمام و با صدای بلند فریاد می زند و به همراهان و اطرافیانش می نگرد ومی گوید نامه ی عملم را بگیرید وبخوانید!در آن چیزی نیست که نخواهد دیگران آن را ببینندچنین فردی یا از مسلمانان دسته ی اول 
«سابقین» است که مرتکب گناه کبیره یا انجام فاحشه ای نشده است یا از مسلمانان دسته ی دوم «اصحاب الیمین» که اگر گاهی مرتکب گناهی شده است بلافاصله توبه کرده است وبه سوی پروردگارش برگشته است زیرا او دارای چنان ایمان محکم واستواری بوده که او را از گناه محفوظ داشته است «فَهَو فِی عِیشهٍ رَاضِیِهٍ فِی جَنَّةٍ عالِیَةٍقُطُوفُها دا نَیةُ» 
(حاقه/23-21)چنین فردی در زندگی وحیاتی که به سر می برد به حدی از آن راضی است که حتی آن زندگی نیز از خودش راضی است. 
چرا که صاحبش از او راضی است. او در یک باغ پر شاخ وبرگ ودرمکان مرتفع به سر می برد به طوری که میوه هایش رسیده وقابل دسترسی می باشند « مُتََّکِئینَ عَلیَها مُتَقابِلین»(واقعه/16) آ نها در حالی که بر تخت ها تکیه زده اند رو بروی هم قراردارند.مجلس آنها چون مجلس اهل دنیا نیست . اهل دنیا گرچه در مجالسشان ظاهراً با هم هستند اما دلهایشان با هم نیست و در بسیاری از موارد نسبت به هم (حسد و بخل)دارند اهل دنیا وقتی در مجلس می نشینند دوست ندارند روبروی هم باشندو اصلاًاز یکدیگر خوششان نمی آید در بهشت نه کینه ای هست و نه عداوت ودشمنی ،اهل همه دوستدار هم هستند و بخاطر همین محبت است که وقتی در آن مجلس عمومی می نشینند روبروی هم قرار می گیرند و در چنین مجلسی هرگز زحمت آماده کردن غذا ونوشیدنی و.... را نمی کشند زیرا خدمتکاران زیادی دارند و در خدمتشان هستند «یَطوفُ عَلَیهِم وِلدَانُ مُخَلَّدُونَ بِأکوابٍ وأَباریِقَ وکَأسٍ مِن مَعِینٍ»(واقعه/18-17) کودکانی که همیشه در حالت کودکی خود باقی می مانند و تغییر نمی کنند اراده ی خداوند بر این است که اهل مجلس از دیدن وبودنشان لذت می برند مرتب اطرافشان می گردند و با پارچ وظروف وکاسه های پُراز شراب، همیشه جاری وروان هستند . وگوشت هر پرنده ای که خود دوست داشته باشند برایشان فراهم می شود ومیوه وآن چه هنگام خوش و خوشگذرانی خورده می شود وخود انتخاب می کنند تقدیم شان می شود. اهل بهشت روی تشک هایی در جاهای بلند قرار دارند و به استراحت مشغولند وقتی سخن از تشک به میان می آید همسر نیز با آن تداعی می شود البته همسران آنگونه نیستند که در دنیا بوده اند بلکه تغییر و تحولی ازهر لحاظ در آنها به وجود آمده است در آفرینش دوباره تغییر وتحولاتی ایجاد کر ده ایم آنها در روز قیامت مانند دنیا نیستند(هم از لحاظ سیرت وهم از لحاظ صورت) تغییر کرداند آنها را به دختر تبدیل کر ده ایم و از لحاظ روحی حالتهایی به آنها داده ایم که زن های دنیایی کمتر این حالت را دارند زنان بهشتی عُرب هستند (عُرب)به زنانی گفته می شود که شوهرهایشان را بسیار دوست دارند و این محبت وعشق را نیز اظهار می کنند و آنها هم سن و.سال می باشند . واما احوال کسانی که نامه واعمالشان به دست چپ شان داده می شود. « فَلَیسَ لَهُ ههُنا حَمیمِ» 
(حاقه/35 ) امروز در این حالت دوست و مدافعی که دلسوز او باشد و بخواهد از او دفاع کند وجود ندارد و عذابشان دربرابر{عدم ارتباط صحیح با مخلوقات خدا}بی توجهی به فقرا و نیازمندان عدم تشویق دیگران به چنین کاری است 
«وَلا طَعامُ إِلاَّ مِن غِسلِینٍ لا یَأ کُلُهُ اِلاَّ اُلَخاطِئُونَ» 
(حاقه/36-31) هیچ خوراکی جز ، ( غسلین) ندارند.(غسلین) چیست؟ 
(غسلین ) خوراکی است از درختی به نام (ضریع) یا (زقوم ) 
زیرا در جای دیگر می فرماید خوراک فرد مجرم غیر از (ضریع) و(زقوم) نیست و می فرماید هیچ خوراکی جز غسلین نیست پس غسلین و ضریع و زقوم یک چیز هستند نام درخت (زقوم) و (ضریع) است زیرا این درخت دارای تیغ های آنچنان تیزی است که هر گاه به پستان شتر وحیوانات دیگر برخورد کند آن را زخمی می کند وهنگام خوردنش آنقدر ناگوار است که از دهان تا معده را می سوزاند. تنها افرادی از این خوراک می خورند که عمداً و با هدف مشخص از مسیر بندگی خداوند متعال منحرف شده اند وبه خداوند عظیم وبزرگ ایمان نداشته و در فکر فقیر و نیازمندان نبوده اند لذا جهنم مأوی و مسکنی است مملوّاز آتش. در آنجا برای هر فردی که مستحق آن است اتاقی کوچک ازآتش که هم چون کابین تلفن های امروزی ساخته شده است 
«إِنَّها عَلَیهمِ مُوصَدَةُ» اطاقی که نه در دارد نه راه فرار چهار گوشه ی این اطاق با ستون های بسیار قوی محکم شده است 

*پوشاک اهل دوزخ
 

پوشاک اهل دوزخ از (قطران) است: 
« سرابیلُهُم مِن قَطرانٍ» پیراهنی که می پوشند از(قطران) است قطران ماده ای است سیاه که باعث از بین بردن پوست بدن انسان می شود و پوشیدن چنین لباسی از چنین جنسی باعث اذیت وآزار انسان می شود. زیرا رنگ سیاه آن، اعصاب انسان را بسیار خسته می کند و بوی بسیار بدی نیز دارد و چرب هم است و همین هم باعث جذب آتش می شود و درنتیجه همچون(قیر) به سرعت ذوب می شود و به بدن انسان می چسبد.(غذا و نوشیدنی اهل دوزخ) غذای جهنمیان (غسلین) و (ضریع) و (زقوم) است و به جای آب و هر نوشیدنی دیگر به آنان آب بسیار داغ وجوشان داده می شود چنان داغ وسوزان است که وقتی از آن می نوشند تمام درونشان را می سوزاند واز بین می برد. «و سُقُوا ماءً حَمیمِاً فَقَطَّعَ اَمعَاءَهُم» افزون براین نوع زندگی و این همه عذاب می فرماید: دوزخیان هرگز چنین گمان نکنند که روزی این عذاب برداشته یا تخفیف داده می شود دوزخیان این را بدانند که اگر قرارباشد چیزی برایشان زیاد شود عذاب است و عذاب «فَذُوقُوافَلَن نَزیدکُم إلاّعَذاباً» 

*آيا قيامت، الان موجود است؟ 
 

قيامت هم اكنون موجود است . اين مدعا با براهين عقلى و شواهد نقلى قابل اثبات است كه به برخى از شواهد نقلى آن اشاره مى شود: 
يكم : قرآن كريم از بى توجهى تبهكاران نسبت به معاد ، به غفلت تعبير مى كند: لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد (1). 
تبهكار را در محكمه عدل الهى حاضر كرده ، او را به قيامت و عذابش آگاه مى كنند و مى گويند: تو از اين حقيقت ، يعنى انقطاع اسباب و انساب و رجوع همه اشيا به مبداء قهار در قيامت ، غافل بودى . خود آنان مى گويند: يا ويلنا قد كنا فى غفلة من هذا (2) غفلت در جايى است كه چيزى موجود باشد، اما مورد التفات نباشد و گرنه درباره معدوم ، تعبير غفلت درست نيست . 
در جاى ديگر نيز مى فرمايد: يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عن الاخرة هم غافلون (3)؛ دنياگرايان تنها به ظاهر كه حيات دنياست چشم دوخته اند و از باطن آن كه آخرت است غافلند . 
دوم : آيه كريمه كلا لو تعلمون علم اليقينَ لترون الجحيمَ ثم لترونها عين اليقين (4) به صراحت بر مشاهده دوزخ براى صاحبان علم اليقين دلالت دارد و اين ناظر به شهود در دنياست و گرنه پس از مرگ ، همه مردم آن را مشاهده مى كنند؛ چه در دنيا علم اليقين دست يافته باشند يا نه . 
حجابى كه مانع رسيدن به علم اليقين و شهود بهشت و دوزخ است همان حجاب گناه است و اهل باطن كه از گناه مبرا هستند، جهنم و بهشت و نيز غوطه ور بودن تبهكاران در جهنم و تنعم بهشتيان در آغوش نعمتهاى بهشتى را هم اكنون مى بينند . همچنين آنان نجات جهنمى از جهنم بر اثر توبه و آتش خوارى غاصبان مال يتيم را هم اكنون مى بينند ان الذين ياءكلون اءموال اليتامى ظلما انما ياءكلون فى بطونهم نارا (5) 
بهشت و دوزخ بالفعل موجود است ، ولى ما از نظر سير زمانى ، هنوز به آن نرسيده ايم و نرسيدن ما دليل بر نبودن آن نيست . آنان كه زمين و زمان و گذشته و آينده را در نورديده اند، پيش از برچيده شدن نظام دنيا نيز قيامت را به خوبى مشاهده مى كنند و ما نيز به تدريج به طرف آن در حركت هستيم .
سوم : رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در معراج بهشت و جهنم را از نزديك ديد و به خوردنيها و نوشيدنيهاى هر يك از پرهيزكاران و تبهكاران آگاه شد . اگر بهشت و جهنم پيش از برچپده شدن نظام دنيا موجود نباشد، آن حضرت در معراج اين حقايق را مشاهده نمى كرد . در برخى روايات عترت طاهرين (عليهم السلام ) نيز آمده است كه از ما نيست كسى كه منكر وجود فعلى بهشت و دوزخ باشد: ما اولئك منا و لا نحن منهم ... (6) 
چهارم : حارثة بن مالك در جواب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه از او پرسيدند: كيف اصبحت ، عرض كرد: اصبحت موقنا . آنگاه حضرت پرسيدند: علامت يقين تو چيست ؟ عرض كرد: ... گويا اهل بهشت را مشاهده مى كنم كه از نعمتهاى الهى بهره مى برند ... و گويا اهل جهنم را مى نگرم كه در آن معذبند و فرياد بر مى آورند . گويا اكنون صداى نعره آتش در گوشهايم مى پيچيد ... پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز با تعبير عبد نور الله قلبه سخنان او را تاييد و وى را دعا كرد . (7) گرچه در تعبير حارثه كاءن آمده است ، نه ان ، ولى بايد توجه داشت كه راجع به معدوم (كأن ) نيز نمى توان گفت ؛ زيرا معدوم نه محققا مشهود است نه گويا مشهود . (8) 
پنجم : برزخ كه عالمى بين دنيا و قيامت است ، قطعا بين دو امر موجود قرار دارد و اگر جهان سوم (قيامت ) معدوم بود و تنها دو عالم (دنيا و برزخ ) وجود داشت در اين صورت برزخ حقيقتا برزخ نبود؛ زيرا بين دو عالم قرار نگرفته بود . 
برزخ سرپلى است كه دنيا را به قيامت كبرا پيوند مى زند و حقيقت آن يا اثرى است از امواج آتش جهنم و يا نسيمى از بوستانهاى بهشت . پس ‍ وجود فعلى برزخ بما هو برزخ ، خود نشانى از وجود بالفعل قيامت است و بر اين اساس در بسيارى از آيات قرآن كريم ، سخن از اعداد و آماده سازى بهشت و جهنم است ؛ مانند و سارعوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات و الاءرض اءعدت للمتقين (9)، فاتقوا النار التى وقودها الناس و الحجارة ، اعدت للكافرين (10) 
تعبير آماده سازى ، ظهور در موجود بودن دارد و چون اعداد در قالب فعل ماضى بيان شده است و حمل آن بر مضارع به صورت مجاز و با اين توجيه كه مستقبل محقق الوقوع در حكم ماضى است ، قرينه خارجى ندارد، از آن بر مى آيد كه بهشت و دوزخ هم اكنون موجود است . 
ششم : در حالات امام سجاد و امام صادق (عليهما السلام ) آمده است كه در حال تلاوت سوره حمد، بر اثر تكرار آيه كريمه (مالك يوم الدين ) بيهوش ‍ مى شدند . با انضمام اين مقدمه كه گاهى بعد از نماز مى فرمودند: آتش ‍ بزرگ مرا به خود مشغول كرده بود (11) و اين حاكى از مشاهده (يوم الدين) و نار الله الموقدةَ التى تطلع على الافئدة (12) است و گرنه لفظ و مفهوم را بيهوش نمى كند و هنر همين است كه انسان جهنم را هم اكنون ببيند، نه اين كه بر وجود قيامت دليل عقلى اقامه كند: 
خود هنردان ديدن آتش عيان
نى گپ دل على النار الدخان 
حاصل اين كه ، بهشت و دوزخ بالفعل موجود است ، ولى ما از نظر سير زمانى ، هنوز به آن نرسيده ايم و نرسيدن ما دليل بر نبودن آن نيست . آنان كه زمين و زمان و گذشته و آينده را در نورديده اند، پيش از برچيده شدن نظام دنيا نيز قيامت را به خوبى مشاهده مى كنند و ما نيز به تدريج به طرف آن در حركت هستيم . تعبيرات قرآنى و روايى نيز اگر ظهور در حدوث قيامت در آينده دارد، به اين معناست كه انسانها بعد به قيامت مى رسند، نه اين كه قيامت هم اكنون معدوم است و بعد يافت مى شود .

[ پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 ] [ 10:54 ] [ yektaparast ] [ ارسال نظر(0) ]

 نماز رابطه انسان با خداست  و مایه صفای روح و پاکی دل و پیدایش روح تقوا و تربیت انسان و پرهیز ار گناهان است. نماز مهمترین عبادات است که طبق روایات اگر قبول درگاه خدا شود عبادات دیگر نیز قبول خواهد شد و اگر قبول نگردد اعمال دیگر نیز قبول نخواهد شد و نیز بر طبق روایات ، کسی که نمازهای پنج گانه را انجام میدهد از گناهان پاک میشود همانگونه که اگر شبانه روز پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند اثری از آلودگی در بدنش باقی نمی ماند. به همین دلیل ، در آیات قرآن مجید و روایات اسلامس و وصایا و سفارشهای پیغمبر اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) از مهمترین کارهایی که روی آن تاکید شده همین نماز است و لذا ترک نماز از بزرگترین گناهان کبیره محسوب میشود.

سزاوار است انسان نماز را در اول وقت بخواند و به آن اهمیت بسیار دهد و از تند خواندن نماز که ممکن است مایه خرابی نماز گردد جداً بپرهیزد.

در حدیث آمده است روزی پیغمبر اکرم مردی را در مسجد مشغول نماز دید که رکوع و سجود را به طور کامل انجام نمیدهد، فرمود: اگر این مرد از دنیا برود در حالی که نمازش اینگونه باشد به دین من از دنیا نخواهد رفت.

روح نماز <حضور قلب > است و سزاوار است از آنچه مایه ی پراکندگی حواس میشود بپرهیزد. معانی کلمات نماز را نیز بفهمد و در حال نماز به آن توجه داشته باشد و با حال خضوع و خشوع نماز را انجام دهد ، بداند با چه کسی سخن میگوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند بسیار کوچک ببیند.

در حالات معصومین (ع) آمده است که هنگام نماز آنچنان غرق یاد خدا می شدند که از خود بیخبر میگشتند ، تا آنجا که پیکان تیری در پای امیرالمومخنین علی (ع) مانده بود ، در حال نماز بیرون آوردند و آن حضرت متوجه نشد.

 برای قبولی نماز و کمال و فضیلت آن علاوه بر شرایط واجب باید امور زیر را نیز رعایت کند:

قبل از نماز از خطاهای خود توبه و استغفار نماید و از گناهانی که مانع قبول نماز است مانند <حسد و تکبر و غیبت و خوردن مال حرام  و آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات > بلکه هر معصیتی بپرهیزد.

همچنین سزاوار است کارهایی که ارزش نماز و حضور قلب را کم میکند انجام ندهد ، مثلاً در حال خواب آلودگی و خودداری از بول و در میان سروصداها و در برابر منظره هایی که جلب توجه میکند به نماز نایستد و کارهایی که ثواب نماز را زیاد میکند انجام دهد ، مثلاً لباس پاکیزه بپوشد ، موهای خود را شانه زند ، مسواک کند و خود را خوشبو نماید و انگشتر عقیق به دست کند.

 

نمازهای واجب

نمازهای واجب شش نماز است:

1-نمازهای یومیه

2-نماز طواف واجب خانه خدا

3-نماز آیات

4-نماز میت

5-نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگتر واجب است

6-نماز نافله ای که به واسطه نذر و عهد و قسم واجب شده است.

  

نمازهای واجب یومیه

 نمازهای واجب یومیه پنج نماز است :

نمازهای ظهر و عصر که هر کدام چهار رکعت است ، نماز مغرب سه رکعت ، نماز عشاء چهار رکعت و نماز صبح دو رکعت ، اما در سفر باید نماز چهار رکعتی را با شرایطی که دارد با خواست خداوند بزرگ و متعال دو رکعت بخواند.

 

نمار جمعه 

نماز جمعه دو رکعت است و در روز جمعه جانشین نماز ظهر میشود. در زمان حضور پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) و نائب خواص او واجب عینی است ، اما در زمان غیبت کبری واجب تخییری است ، یعنی میان نماز جمعه و نماز مخیر است ، ولی در زمانی که حکومت عدل اسلامی باشد احتیاط آن است که ترک نشود.
همانطور که گفته شد نماز جمعه دو رکعت است مانند نماز صبح و دو قنوت دارد یکی در رکعت اول پیش از رکوع و دومی در رکعت دوم بعد از رکوع. مستحب است امام در رکعت اول بعد از حمد سوره جمعه را بخواند و در رکعت دوم ، سوره منافقین را و هرگاه مشغول یکی از اینها شود احتیاط واجب آن است که به سوره دیگری عدول نکند.

باید قبل از نماز جمعه دو خطبه بوسیله امام جمعه خوانده شود.
خطبه ها میبایست بنابر احتیط واجب بعد از اذان ظهر باشدو اگر قبل از آن خوانده شود اعاده کنند.
هر یک از خطبه باید مشتمل بر امور زیر باشد:

1-حمد و ثنای الهی

2-صلوات بر محمد و آل محمد

3-وعظ و ارشاد و سفارش به تقوای الهی

4-خواندن یک سوره کوتاه در هر خطبه (بنابر احتیاط واجب)

5-بنابر احتیاط واجب برای خود و مومنین و مومنات استغفار کند و در خطبه دوم ائمه هدی (ع) را هنگام صلوات و درود یک یک نام ببرد.

بنابراین خطبه اول شامل پنج قسمت است و خطبه دوم شمال شش قسمت.
امام باید خطبه ها را درحال قیام بخواند و میان دوخطبه جلوس مختصری نماید و صدای خود را در حد مقدور به نمازگزاران برساند و وعظ و ارشاد را به زبان قابل فهم برای مردم ایراد کند.

     شایسته است خطیب ملبس به عمامه و عبا باشد و بر عصا یا مانند آن تکیه کند و قبل از شروع به خطبه ، و قبل از شروع به خطبه به امومین سلام کند و سزاوار است مسائل مهم سیاسی و اجتماعی و اخلاقی مسلمین و جهان اسلام و آن منطقه را برای مردم شرح دهد و آنها را به وظایفشان در برابر این مسائل آشنا سازد و در برابر توطئه های دشمنان به آنها هشدار دهد. پس خطیب باید حد اکثر استفاده را از خطبه ها برای تهذیب نفوس مردم و آگاه ساختن آنها از مسائل مهم روز بنماید که یکی از اهداف اصلی خطبه ها همین است. خطبه ها را با عبارات فصیح و گویا و بلیغ و موثر و نافذ ایراد نماید تا خطبه ها تاثیر لازم را در نفوس مسلمین بگذارد و از این فریضه عبادی سیاسی بهره گیری کامل شود. هرگز به سراغ مسائل تفرقه انداز نرود و مسلمین را به وحدت در مقابل دشمنان دعوت نماید.

 

 نمازهای نافله (مستحب)

 

نمازهای مستحبی بسیار است و آنها را نافله گویند و از میان نمازهای نافله ، نافله های شبانه روزی بیشتر سفارش شده است. نافله های شبانه روزی عبارت اند از : نافله ظهر هشت رکعت و نافله عصر نیز هشت رکعت است ، نافله مغرب چهار رکعت و نافله عشاء دو رکعت است که نشسته خوانده میشود، نافله شب یازده رکعت است و نافله صبح دو رکعت است و چون دو رکعت نافله عشا یک رکعت حساب میشود ، مجموع این نافله ها سی و چهار رکعت خواهد بود، ولی در روز جمعه سی و هشت رکعت است زیرا چهار رکعت به نافله ظهر و عصر اضافه میشود(همه نافله ها دو رکعت دو رکعت خوانده میشود).
از یازده رکعت نافله شب هشت رکعت را به نیت نافله شب و دو رکعت آن به نیت نافله شفع و یک رکعت به نیت نافله وتر به جا می آورد.

نافله شب از مهمترین نمازهای نافله است که در روایات اسلامی و قرآن مجید روی آن تاکید شده و تاثیر عمیقی در صفای روح و پاکی قلب و تربیت نفوس انسانی و حل مشکلات دارد و در کتب معروف دعا ، آدابی برای آن ذکر کرده اند ، مخصوصاً برای قنوت نافله وتر ، رعایت این آداب خوب است ولی میتوان نماز شب را بدون این آداب مانند نمازهای معمولی نیز انجام داد و کسیکه به علتی نتواند آخر شب بیدار شود و نماز شب را بخواند میتواند قبل از خواب آنها را به جا آورد . چنانکه گفتیم نمازهای نافله را باید دو رکعت دو رکعت انجام داد ، جز نافله وتر ، که یک رکعت است و اگر بخواهد نافله وتر را نشسته بخواند باید دو نماز یک رکعتی جداگانه به جا آورد.

 

وقت نافله های شبانه روزی

 

وقت نافله ظهر قبل از نماز ظهر است ، از اول ظهر تا موقعی که سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا میشود بیشتر از دوهفتم طول شاخص شود. مثلاً اگر طول شاخص هفت وجب است هر وقت مقدار سایه ای که بعد از ظهر پیدا میشود بیشتر از دو وجب شود، وقت نافله ظهر تمام شده.

 

     وقت نافله عصر که قبل از نماز عصر خوانده میشود تا موقععی است که سایه شاخص به چهارهفتم آن برسد.

     وقت نافله مغرب بعد از نماز مغرب است تا موقعی که سرخی طرف مغرب که بعد از غروب آفتاب پیدا میشود از بین برود.

     وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشاء است تا نصفه شب و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود.     

     وقت نافله صبح قبل از نماز صبح است از طلوع فجر تا آشکار شدن سرخی در طرف مشرق و میتواند آن را بعد از نماز شب بلافاصله به جا آورد.

     وقت نافله شب بنا بر احتیاط از نصفه شب است تا اذان صبح ، ولی بهتر است در موقع سحر یعنی در ثلث آخر شب بخواند.

 

 شرایط لباس نمازگزار 

لباس نمازگزار شش شرط دارد:

1-پاک بودن

2-عصبی نبودن ، بنابر احتیاط واجب

3-از اجزاء مردار نباشد

4-از حیوان حرام گوشت نباشد

5و6-اگر نمازگزار مرد است لباس او از ابریشم خالص یا طلابافت نباشد

 

مستحبات و مکروهات لباس نمازگزار

چند چیز در لباس نمازگزار به امید ثواب مطلوب است ، از آنجمله :

پوشیدن لباس سفید و پاکیزه ترین لباسها و استعمال بوی خوش و انگشتر عقیق به دست کردن.

ترک چند چیز در لباس نمازگزار به امید ثواب مطلوب است از جمله : پوشیدن لباس سیاه (مگر در مورد تعظیم شعائر ، چادر ، عبا و عمامه سادات) و لباس کثیف و تنگ و لباس کسیکه از نجاست پرهیز نمیکند ، مخصوصاً لباس شرابخوار و باز بودن دکمه های لباس و پوشیدن لباسی که نقش صورت دارد و همچنین انگشتری که روی آن صورت انسان یا حیوانی نقش شده است.

 

مکان نمازگزار

مکان نمازگزار باید دارای شرایط زیر باشد:

 

شرط اول : مباه بودن

شرط دوم : استقرار

شرط سوم : توانایی انجام واجبات در آن محل

شرط چهارم : تقدم مرد بر زن

شرط پنجم : بلندتر نبودن محل پیشانی از جای ایستادن

 

مکانهایی که نماز خواندن در آنها مستحب یا مکروه است 

مستحب است انسان نماز را در مسجد بخواند و بسیار روی آن تاکید شده و بهتر از همه مساجد ، مسجدالحرام است ، سپس مسجد پیغمبر (ص) و بعد مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت المقدس است و در درجه بعد  مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و مسجد بازار است.

     برای زنها در صورتی که خود را از نامحرم به خوبی حفظ کنند بهتر است نماز را در مسجد بخوانند و اگر راهی برای یاد گرفتن مسائل اسلامی جز از طریق رفتن به مسجد وجود ندارد واجب است به مسجد بروند.

     نماز در حرم امامان (ع) مستحب است بلکه در حدیث امده (نماز در حرم مطهر حضرت امیرالمومنین (ع) برابر با دویست هزار نماز است).

     رفتن به مسجدی که نمازگزار ندارد مستحب است و همسایگان مسجد تا عذری نداشته باشند نماز در مسجد را ترک نکنند .

     شایبسته است انسان با کسانیکه از روی بی اعتنایی ، به مسجد مسلمانها حاضر نمیشوند رابطه دوستی برقرار نکند ، با آنها غذا نخورد و در کارها با آنها مشورت ننماید و از آنها زن نگیرد و به آنها زن ندهد.

     شایسته است نماز را در این چند جا نخواند : حمام ، زمین نمکزار ، مقابل انسانی که نشسته یا ایستاده است ، مقابل دری که باز است و در جاده ها و کنار خیابانها در صورتی که مزاحم عبور و مرور مردم نباشد ، و اگر مزاحم باشد حرام است. همچنین نماز خواندن در مقابل آتش ، چراغ ، داخل آشپزخانه و هر جا که کوره آتش باشد ، مقبل چاه و چاله ای که محل فاضلاب است و روبروی عکس و مجسمه چیزی که روح دارد ، مگر آنکه روی آن پرده بکشند و در جایی که عکس باشد هرچند مقابل نمازگزار نیست و در مقابل قبر و روی قبر و در قبرستان و در اتاقی که شخص جنب در آن باشد.

     هر گاه انسان در جایی نماز میخواند که مردم از جلو او عبور میکنند مستحب است جلو خود چیزی بگزارد که میان او و آنها حایل گردد ، حتی اگر عصا و تسبیح و ریسمانی هم باشد کافی است.

 

واجبات نماز

 

واجبات نماز یازده چیز است : 1-نیت 2-تکبیره الاحرام ، یعنی الله اکبر در اول نماز 3-قیام 4-قرائت 5-رکوع 6-سجود 7-ذکر رکوع و سجود 8- تشهد 9-سلام 10-ترتیب 11- موالات (پی در پی به جا آوردن اجزاء نماز ).
     واجبات نماز بر دو گونه است : بعضی رکن است و بعضی غیر رکن ، رکن چیزی است که اگر آن را به جا نیاورد یا اضافه کند نماز باطل است ، خواه عمداً باشد یا از روی سهو و اشتباه ، ولی در واجبات غیر رکنی هنگامی نماز باطل میشود که آن را عمداً کم و زیاد کند و اگر از روی سهو و اشتباه کم و زیاد کند نماز صحیح است.

     ارکان نماز پنج چیز است : اول نیت دوم:تکبیره الاحرام سوم قیام در موقع گفتن تکبیره الاحرام و قیام متصل به رکوع یعنی ایستادن پیش از رکوع. چهارم : رکوع  پنجم : دوسجده(البته در نیت زیادی تصور نمیشود و زیادی تکبیره الاحرام نیز اگر از روی سهو باشد نماز را باطل نمیکند ، هرچند احتیاط مستحب آن است که آن را اعاده کند).

 

 

[ پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 ] [ 10:35 ] [ yektaparast ] [ ارسال نظر(0) ]

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش


[ پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 ] [ 10:20 ] [ yektaparast ] [ ارسال نظر(1) ]

 

[ پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 ] [ 10:02 ] [ yektaparast ] [ ارسال نظر(0) ]

 

[ پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 ] [ 10:01 ] [ yektaparast ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1234صفحه بعد
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتون خوش اومدید امیدوارم موفق باشید لطفا نظر یادتون نره.....
نويسندگان
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران